عز الدين حسينى زنجانى

379

حكمت فاطمى (تلخيص شرح خطبه حضرت زهرا ع) (فارسى)

- از كجا دريافتى كه خدا بر اهل بدر لعنت كرده بعد از آن‌كه از آنان راضى بوده ؟ - اى استاد ! مگر على عليه السلام از اهل بدر بود ! ؟ - واى بر تو ! تمام بدر در دست او بود ! - ديگر تكرار نمىكنم . - به خدا راست مىگويى و ديگر نخواهى گفت ؟ - آرى ، ديگر لعن نخواهم كرد . پس از اين حادثه ، در زير منبر پدر در روزهاى جمعه حاضر مىشدم و او با تسلط كمال خوب خطبه مىخواند ، ولى وقتى به لعن على عليه السلام مىرسيد دچار گرفتگى زبان مىشد و ناتوانى وى در اين قسمت به روشنى ظاهر مىشد و من تعجب مىكردم . روزى به او گفتم : پدر ! تو فصيح‌ترين و خطيب‌ترين مردمى . چرا وقتى به لعن على عليه السلام مىرسى دچار لكنت مىشوى ؟ گفت : پسرم ! اگر افرادى كه در زير منبر ، نشسته‌اند از اهل شام و غيرشام ، آنچه را كه پدر تو در فضيلت اين مرد مىداند مىدانستند ، احدى از ما پيروى نمىكرد . اين حرف پدر در قلبم نشست و آنچه را كه استادم در زمان كودكى به من گفته بود به ياد آوردم . با خدا عهد بستم كه اگر خلافت نصيب من شد ، اين سنت را تغيير دهم . وقتى خدا خلافت را بر من منّت نهاد ، لعن را ساقط كرده و به جاى آن اين آيه را قرار دادم : « إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِى القُربى وَيَنْهى عَنِ الفَحْشاءِ